تبليغاتX
×××یــــــکی یـه دونـــــــه×××

×××یــــــکی یـه دونـــــــه×××

× یکی یه دونه ×

 

گفت روزی به من خدای بزرگ
نشدی از جهان من خشنود !
این همه لطف و نعمتی که مراست
چهره ات را به خنده ای نگشود !
این هوا ، این شکوفه، این خورشید
عشق ، این گوهر جهان وجود
این بشر ، این ستاره ، این هوا
این شب و ماه و آسمان کبود !
این همه دیدی و نیاوردی
همچو شیطان ، سری به سجده فرود !
در همه عمر جز ملامت من
گوش من از تو صحبتی نشنود !
وین زمانه هم در آستانه مرگ
بی شکایت نمی کنی بدرود !
گفتم:آری درست فرمودی
که درست است هر چه حق فرمود
خوش سرایی ست این جهان ، لیکن
جان آزادگان در آن فرسود
جای اینها که بر شمردی ، کاش
در جهان ذره ای عدالت بود.

تــــــــــــنهایی بــــــهتره


نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 2:24 توسط رضا جون| |

 

از تـنــــــــــــــــها بودنم راضی نیستم ؛

اما .... خوشحالم که با خیلی ها نیستم ... !!!

تــــــــــــنهایی بــــــهتره

نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 2:19 توسط رضا جون| |

 

کسی ما را نمیجوید ،

کسی ما را نمیپرسد ،

کسی تنهایی ما را نمیگرید ،

دلم در حسرت یک دست ،

دلم در حسرت یک دوست ،

دلم در حسرت یک بی ریای مهربان مانده است ،

کدامین یار ما را میبرد ؟

تا انتهای باغ بارانی ...

کدامین آشنا آیا به جشن چلچراغ عشق دعوت میکند ما را ؟

و اما با توام ای آنکه بی من مثل من تنهای تنهایی ،

تو که حتی شبی را هم به خواب من نمی آیی ،

تو حتی روزهای تلخ نامردی ؛ نگاهت ،

التیام دستهایت را دریغ از ما نمیکردی ،

من امشب از تمام خاطراتم ، با تو خواهم گفت ،

من امشب با تمام عشق تو را خواهم خواند ،

که تویی تنها ;

معبودم ...

نوشته شده در دوشنبه هجدهم مهر 1390ساعت 22:1 توسط رضا جون| |

 من آن روز را انتظار می کشم

روزی ما دوباره کبوترهايمان را پيدا خواهيم کرد

و مهربانی دست زيبايی را خواهد گرفت.

روزی که کمترين سرود بوسه است

و هر انسان برای هر انسان برادری ست.

روزی که ديگر درهای خانه شان را نمی بندند

قفل افسانه ايست

و قلب

برای زندگی بس است

روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است

تا تو بخاطر آخرين حرف دنبال سخن نگردی

روزی که آهنگ هر حرف ؛ زندگيست

تا من بخاطر آخرين شعر رنج جستجوی قافيه نبرم...

روزی که تو بيايی ! برای هميشه بيايی

و مهربانی با زيبايی يکسان شود

روزی که ما دوباره برای کبوتر هايمان دانه بريزيم

و من آن روز را انتظار می کشم

حتی روزی

که ديگر نباشم

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 0:0 توسط رضا جون| |

love
نوشته شده در شنبه ششم آذر 1389ساعت 23:16 توسط رضا جون| |

 

 

عشق یعنی ... نتونی صبر کنی تا کسی شما رو به هم معرفی کنه

عشق یعنی ... همون سلام اول.

عشق یعنی ... چیزی مثل تنفس در هوای پاک کوهستان.

عشق یعنی ... یک موهبت طبیعی که باید اونو پرورش داد.

عشق یعنی ... به هزار زبون بهش بگی دوستت دارم .

عشق یعنی ... انفجار احساسات.

عشق یعنی ... وقتی دلت می ره نتونی جلوشو بگیری. 

عشق یعنی ... جذب شخصیتش بشی.

عشق یعنی ... وقتی تو از اون بخوای که مرد زندگیت بشه.

عشق یعنی ... تورو ببخشه و یه فرصت دیگه بهت بده. 

عشق یعنی ... وقتی من و تو ما می شیم

عشق یعنی ... حاصل جمع دو انسان

عشق یعنی ... مایه قوت قلب

عشق یعنی ... شادی و نشاط

عشق یعنی ... کسی که دلتو می بره 

عشق یعنی ... جواهر قیمتی خودتو به دست بیاری.

عشق یعنی ... غذا رو شریکی خوردن. 

عشق یعنی ... توی ذهنت خودتو با اون مجسم کنی.

عشق یعنی ... وقتی توی انتخابت شک نداری.

عشق یعنی ... فرار کردن به دنیای خصوصی خودتون.

عشق یعنی ... هر روز به بهونه ای جشن گرفتن. 

عشق یعنی ... در موفقیت هم شریک بودن.

عشق یعنی ... خاطرات خوشی را که با هم داشتین بشماری تا خوابت ببره.

عشق یعنی ... عکس عشقت یه جایی جلوی چشماته.

عشق یعنی ... بوی عطرش از خاطرت نره.

عشق یعنی ... از خودت بپرسی چرا دم به ساعت بهت زنگ نمی زنه.

عشق یعنی ... وحشتی از بودن با اون نداری. 

عشق یعنی ... خوبی هاشوهم درکنار بدی هاش ببینی.

عشق یعنی ... یه عالمه حرفو با یه اشاره گفتن.

عشق یعنی ... یه کیک خونگی برای روز تولدش.

عشق یعنی ... تمام توجهت به اون باشه.

عشق یعنی ... کسی رو داشته باشی که ازت محافظت کنه.

عشق یعنی ... یادت نره که هر کسی باید بتونه عقیدشو بگه.

عشق یعنی ... توی پرداخت صورت حساب کمکش کنی.

عشق یعنی ... یه قرار ملاقات خیلی مهم.

عشق یعنی ... با هم تاب خوردن. 

عشق یعنی ... چیزی که کمک می کنه تا دل شکسته رو دوباره درمون کنی.

عشق یعنی ... با هم ارتباط قلبی داشتن.

عشق یعنی ... با هم موسیقی رمانتیک گوش دادن.

عشق یعنی ... یکی همیشه با یه کادو و هدیه کوچولو بیاد. 

عشق یعنی ... بعضی وقتا بی حوصله شدن.

عشق یعنی ... روی هم اسمای قشنگ گذاشتن.

عشق یعنی ... چیزی که شما رو ثروتمندترین آدمای روی زمین می کنه.

عشق یعنی ... اولین کسی که زنگ میزنه ببینه تو رسیدی خونه یا نه.

عشق یعنی ... وقتی نشونه ها امید بخشن.

عشق یعنی ... شمع ومهتاب وستاره ها. 

عشق یعنی ... وقتی دل پادشاهی می کنه.

عشق یعنی ... وقتی اطمینان پیدا میکنی که اون مرد دلخواهته.

عشق یعنی ... وقتی مردی به دختر دلخواهش برمی خوره. 

عشق یعنی ... کم کردن فاصله ها.

عشق یعنی ... کلید یه رابطه محکم

عشق یعنی ... دو تایی سوار یه ماشین قوی توی پستی و بلندی ها. 

عشق یعنی ... همیشه برای زنگ زدن به هم وقت پیدا کنید.

عشق یعنی ... برای تولدش درست همون چیزی رو که دوست داره بهش هدیه بدی.

 عشق یعنی ... دلت بخواد هدیه ای به اون بدی که مثل یه گنج نگهش داره.

عشق یعنی ... به اون نشون بدی که واقعا درکش می کنی. 

عشق یعنی ... وقتی با هم مشکل پیدا می کنید به حرفای هم خوب گوش کنید.

عشق یعنی ... وقتی باهاش قرار داری حسابی به خودت برسی.

عشق یعنی ... مثل توی قصه ها رمانتیک بودن. 

عشق یعنی ...  براش یه نامهء رمانتیک بفرستی.

عشق یعنی ... بعضی وقتا دل همدیگه رو شکستن.

عشق یعنی ... احساس کنی که همهء دور و برت روعشق گرفته.

عشق یعنی ... چیزی که از کلمات قویتره.

عشق یعنی ... روی دریای خوشبختی شناور بودن. 

عشق یعنی ... بعضی وقتا جز ماه غمزده همدمی نداشته باشی.

عشق یعنی ... جادوش کنی.

عشق یعنی ... کسی رو داشته باشی که لحظات قشنگ زندگیت رو باهاش شریک بشی.

عشق یعنی ... وقتی توی دنیا هیچ چیز جز خودتون دو تا اهمیت نداره.

عشق یعنی ... دو چهره خندون.

عشق یعنی ... یه بازی که تمومی نداره.

عشق یعنی ... چیزی مثل برنده شدن توی بازی.

عشق یعنی ... وقتی شب مهتاب برات شعر می خونه.

عشق یعنی ... احساس کنی پاهات رو زمین بند نیست. 

عشق یعنی ... به جای اینکه بره ها رو بشماری آنقدر به اون فکر کنی تا خوابت ببره.

عشق یعنی ... حرفشو باور کنی.

عشق یعنی ... تو گوش هم زمزمه کردن

نوشته شده در پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 1:18 توسط رضا جون| |

 جز تو
 کی می تونه عزیز من باشه
 کی می تونه عزیز من باشه
 کی می تونه عزیز من باشه

 جز تو
 کی می تونه عزیز من باشه
 کی می تونه تو قلب من جا شه
 مگه میشه مثل تو پیداشه
 همه چیزم؛ وای عزیزم

 جز من
 کی واسه دیدن تو حریصه
 اسم تو رو قلبش مینویسه
 گونه هاش از ندیدنت خیسه
 همه چیزم؛ وای عزیزم

 تو نباشی
 بی قرارم
 بد می بینم
 بد میارم

 بی تو، من
 حس ندارم
 سر به زیرم
 گوشه گیرم
 کاش بمیرم

 بی تو من
 همه چیزم
 وای عزیزم
 همه چیزم

 واسه ما دو تا
 کی بهتر از ما
 از همین امروز
 تا آخر دنیا

 واسه ما دو تا
 کی بهتر از ما
 از همین امروز
 تا آخر دنیا

 همه چیزم
 وای عزیزم
 همه چیزم
 وای عزیزم

 همه چیزم
 وای عزیزم
 همه چیزم
 وای عزیزم

 جز تو
 کی می تونه عزیز من باشه
 کی می تونه تو قلب من جا شه
 مگه میشه مثل تو پیداشه
 همه چیزم؛ وای عزیزم

 جز من
 کی واسه دیدن تو حریصه
 اسم تو رو قلبش مینویسه
 گونه هاش از ندیدنت خیسه
 همه چیزم؛ وای عزیزم

 تو نباشی
 بی قرارم
 بد می بینم
 بد میارم

 بی تو من
 حس ندارم
 سر به زیرم
 گوشه گیرم
 کاش بمیرم

 بی تو، من
 همه چیزم

نوشته شده در سه شنبه چهارم آبان 1389ساعت 23:9 توسط رضا جون|

 وایسا دنیا                    

 من دیگه خسته شدم بس که چشام بارونیه

 پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه

 من دیگه بسه برام تحمل این همه غم

 بسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد و کم

 وقتی فایده ای نداره غصه خوردن واسه چی

 واسه عشقای تو خالی ساده مردن واسه چی

 نمیخوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم

 نمیخوام گناه بی عشقی بیفته گردنم

 نمیخوام در به در پیچ و خم این جاده شم

 واسه  آتیش همه یه هیزم اماده شم

 یا یه موجود کم و خالی و پر افاده شم

  وایسا دنیا وایسا دنیا من میخوام پیاده شم.

 همه خوب حرف میزنن اما کی خوبه این وسط

 بد و خوبش به شما ما که رسیدیم ته خط

  قربونت برم خدا چقدر غریبی  رو زمین

  آره دنیا ما نخواستیم دلو با خودت نبین

 این همه چرخیدی و چرخوندیو آخرش چی شد؟

 اون بلیط شانس دائم بگو  قسمت کی شد؟

  همه درویش

 همه عارف

  جای عاشق پس کجاست؟

 این همه طلسم و بر جای خوش تو کجاست؟؟؟

 

نوشته شده در شنبه یکم آبان 1389ساعت 2:30 توسط رضا جون| |